عمر وبلاگم به چندین سال میرسه، اما حتی به قدر چند ماه هم مطلب توش ننوشتم.
مشغله و گاه تضاد فلسفی که اصلاً چرا باید احساس یا اندیشه درونی خودم رو بنویسم، همون دلیلی که در چند وقت اخیر بیشتر فعالیت های فیسبوکی من رو هم محدود به خواندن مطالب دیگران و نهایتا لایک کردن برخی از این مطالب کرده!
سال 1393 با آخرین حضور من در این سال در مجلس شب دوشنبه و بعد پرواز به ترکیه برای مصاحبه سفارت تمام شد. سفری که اگرچه شهر آنکارا رو اصلا نپسندیدم، اما تجربیات و مشاهدات جالبی برام داشت.
شروع سال 94 اما تقریباً با یک نوروز روتین همراه بود. نوروز یعنی روز نو، روز جدید، تغییر و شکوفایی بهار، اما خود نوروزها در گذر سال های متمادی به یک واقعه روتین و یکنواخت تبدیل شدن. البته نوروز امسال از یک جهت کاملاً متفاوت بود و اون هم یکی از بازدیدهای امسال بود.
و البته نوروز امسال در روز پنجم، وقتی آسمان تا حد قابل قبولی صاف شد، با یک رصد خورشیدی و ثبت چند لکه همراه بود. بهانه ای برای نوشتن در این وبلاک در ابتدای سال جدید.
مطالب خواندنی در پیوندهای زیر در مورد این لکه ها پیدا میشه.